سيد محمد دامادى

27

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

بدر پست و خوار هستى ، از روز ازل خداوند ترا از جانب بنى هاشم - كه مردمانى بزرگوارند - ( خوار ساخت ) با شمشيرهاى برّانى كه دارند - حمزه شير و على عقاب ما است ، چون شبيه و پدرت حيلهء مرا دريافتند - گردن‌هاى آنها خضاب گرديد و عهد تو - بسيار عهد بدى بود . أبو سفيان بن حرب بر فراز بلندىيى رفت و با تمام قدرت سه بار فرياد بر آورد : آيا محمّد در ميان شماست ؟ پيامبر از پاسخ به دو نهى فرمود . سه بار ديگر فرياد بر آورد : آيا ابن أبى قحافه در ميان شماست ؟ اين بار نيز پيامبر از پاسخ به دو جلوگيرى فرمود . بار ديگر سه مرتبه فرياد برآورد : آيا پسر خطّاب در ميان شماست ؟ اين بار هم از پاسخ به دو جلوگيرى كرد . أبو سفيان خطاب به همراهانش گفت بدون ترديد همهء اينها كشته شده‌اند چه هرگاه زنده بودند پاسخ مىدادند . عمر بن خطّاب ، طاقتش طاق شد و فرياد برآورد : اى دشمن خدا دروغ مىگويى . خداوند براى خوار ساختن تو - كسانى را باقى گذاشته است . أبو سفيان فرياد زد : أعل هبل اعل هبل ( هبل را بزرگ داريد ) پيامبر فرمود : پاسخش دهيد . پرسيدند چه بگوييم ؟ فرمود بگوييد اللّه اعلى و أجلّ ( خداى والاتر و شكوهمندتر است ) أبو سفيان گفت : « الا انّ لنا العزّى و لا عزّى لكم » [ عزّى ( نام بتى است ) از ما است و شما آن را نداريد ؛ ] پيامبر فرمود ، بگوييد : ( اللّه مولانا و لا مولى لكم ) ( خداوند ولّى ما است و شما را نيست ) أبو سفيان گفت : امروز بجاى روز بدر ، و جنگ بنوبت است ، وعدهء ما بدر در سال آينده باشد . رسول خدا به يكى از اصحاب فرمود : بگو باشد . وعدهء ميان ما و شما همان بدر باشد . « 1 » آنگاه رسول خدا علّى بن أبى طالب را فرستاد كه « به دنبال آنان رفته ، ببيند چه

--> ( 1 ) - رسول خدا در شعبان سال چهارم هجرى به ميعاد با أبو سفيان حركت كرد و در بدر فرود آمده و هشت شب در انتظار أبو سفيان در آنجا اقامت فرمود و أبو سفيان نيز با اهل مكّه بيرون آمد ولى از رفتن ، سر باز زد . پيامبر بدون اينكه به نبرد دست يازد به مدينه بازگشت فرمود . و اين را غزوهء بدر دوّم ناميده‌اند .